|
وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِکْمَةَ أَنِ اشْکُرْ لِلَّهِ وَ مَنْ يَشْکُرْ فَإِنَّما يَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ [1] «حماد» به نقل از امام صادق (ع) مىگويد:
حکمتى را که خداوند به لقمان عطا نمود نه به خاطر جاه و مقام و نه حب ثروت است بلکه بدان جهت است که او مردى با تقوا و خدا ترس بود بيشتر اوقات خويش را به تفکر مىگذرانيد، هيچ گاه در طول روز نمىخوابيد.
هيچ يک از امور دنيا او را به وجد شديد و حزن عميق وانمىداشت و ابدا ديده نشد کسى را مورد تمسخر و مزاح قرار دهد، او بارها ازدواج نمود و صاحب فرزندان بيشمارى شد اما بيشتر آنها در سنين خردسالى از دنيا رفتند و او بر هيچ يک از عزيزانش زارى نکرد. هر گاه دو نفر به مخاصمه با يک ديگر مىپرداختند به عنوان ميانجى ميانشان آشتى برقرار مىنمود، هر گاه سخنى را از کسى مىشنيد او را مورد تخطئه قرار نمىداد بلکه از وى مىخواست تا منبع خبر خويش را بيان دارد.
در محافل فقيهان و حکماء بسيار رفت و آمد مىکرد و حاکمان را مورد لطف خويش قرار مىداد، آنگاه لب به سخن مىگشود که برايش فائدهاى داشته باشد. گفته شده است خداوند در نيم روزى گروهى از فرشتگانش را به سوى لقمان فرستاد تا از او بپرسند آيا مايل است به عنوان خليفة الله در روى زمين به داورى ميان انسانها بپردازد؟ لقمان در پاسخ فرشتگان گفت: اگر خداوند مرا به اين کار امر فرمايد حتما متکفل اجراى آن خواهم شد اما اگر مخير باشم ميان انتخاب يا رد آن مسلما آن را نخواهم پذيرفت چرا که منصب قضاوت سختترين مراحل زندگى دنيوى و امتحانى بس بزرگ است.
شبانگاه خداوند رداى حکمت را بر لقمان پوشانيد و او در ميان مردم با بيان سخنان حکمت آميز آنها را به راه راست هدايت مىکرد. از طرفى خداوند همين پيشنهاد را در مورد داود نيز مطرح نمود و او بر خلاف لقمان منصب قضاوت را پذيرفت و در مرحله اجرا با مشکلاتى مواجه گشت. او بارها با مشاهده لقمان به وى مىگفت خوشا بحالت که هم از حکمت الهى بهرهمند گشتى و هم بلا و گرفتارى را از خويش دور ساختى. از جمله اندرزهاى لقمان به فرزندش مىتوان به اين جملات اشاره نمود: فرزندم از روزى که پا به عرصه جهان نهادى پشت به دنيا و رو به آخرت داشتى و خانهاى که تو خود بسوى آن حرکت مىکنى بسيار نزديکتر از خانهاى است که از آن دور گشتهاى.
فرزندم در مجلس دانشمندان زانو به زانوى آنها بنشين و هرگز به جدال با آنها برنخيز و از دنيا آنقدر بهره جو که نيازمند نباشى و وبال بر ديگران گردى و تا آن حد به روزهدارى مشغول باش که شهواتت به کنترل تو درآيد نه آنکه حلاوت اقامه نماز را از تو بستاند. زيرا که نماز نزد خداوند بسيار با فضيلتتر از روزه است.
فرزندم دنيا دريايى عميق است که بسيارى در آن غرق گشتهاند، پس کشتى خود را از ايمان بناساز و بادبان آن را توکل بر خدا و توشه راهت را تقواى الهى قرار ده و بدان اگر در اين راه نجات پيدا کردى رحمت خداوند شامل حال تو شده و اگر به هلاکت رسيدى گناهان بسيار سد راه تو گشته است.
فرزندم اگر در کودکى تربيت شدى نفع آن را در هنگام بزرگى خواهى ديد، فرزندم آن طور از خداوند خوف در دل داشته باش که اگر در صحنه محشر با حسنه تمام جن و انس در قيامت حاضر مىگشتى باز به خود مطمئن نباشى و آنقدر به خداوند اميدوار باش که اگر با گناه تمامى جن و انس در قيامت حاضر گشتى باز هم اميدت به مغفرت الهى از ميان نرود. در اينجا فرزند لقمان از پدر پرسيد چگونه ممکن است انسانى در يک زمان دو حالت متضاد داشته باشد؟ لقمان در پاسخ او فرمود: فرزندم اگر قلب مؤمن شکافته شود، دو دريچه نور در آن نمايان است، نور خوف و نور رجاء و اگر خواسته باشى آنها را اندازهگيرى نمايى بىترديد هيچ يک بر ديگرى ارجحيت نخواهد داشت.
فرزندم به دنيا وابسته مباش چرا که آن پست ترين مخلوق خداست آيا مشاهده نکردهاى که خداوند نعيم دنيوى را به عنوان پاداش اطاعت پيشگان از خود قرار نداده است و نيز بلا و مصيبت اين جهان را در ازاى عقوبت معصيتکاران مقرر نکرده است. امام صادق (ع) فرمودند: از جمله پندهاى لقمان به فرزندش «ناتان» اين جملات است: فرزندم سلاح تو در برابر دشمنى که قصد غلبه بر او را دارى مدارا کردن و اعلام رضايت از اوست و ديگر اينکه هيچ گاه نغمه جدايى و تفرقه را به گوش وى نرسانى چرا که در آن صورت بر مقاصدت آگاه گشته و خود را براى هجوم بر تو آماده خواهد نمود.
فرزندم من بارهاى سنگينى مانند صخرهها و پارههاى آهن را با خود حمل کردهام اما هيچ کدام مانند همسايه بد سايهاش بر سرم سنگينى نکرده است، من مرارت و تلخيهاى بسيار ديدهام اما هيچ کدام مانند فقر و تنگدستى آزارم نداد.
__________________________________________________ [1] سوره لقمان- آيه 12. |