نظرسنجی

با دوره های حفظ موسسه مکتب قرآن آشنایی دارید؟
  

ورود و خروج

نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت

حاضرین در سایت

21 میهمان حاضرند

مطالب مرتبط

 
   
   
 
حکمت هایی از لقمان چاپ ارسال به دوست
رای کاربران: / 0
ضعیفعالی 
1388/07/14 ساعت 07:22:26

Imageوَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِکْمَةَ أَنِ اشْکُرْ لِلَّهِ وَ مَنْ يَشْکُرْ فَإِنَّما يَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ [1]  «حماد» به نقل از امام صادق (ع) مى‏گويد:

حکمتى را که خداوند به لقمان عطا نمود نه به خاطر جاه و مقام و نه حب ثروت است بلکه بدان جهت است که او مردى با تقوا و خدا ترس بود بيشتر اوقات خويش را به تفکر مى‏گذرانيد، هيچ گاه در طول روز نمى‏خوابيد.

هيچ يک از امور دنيا او را به وجد شديد و حزن عميق وانمى‏داشت و ابدا ديده نشد کسى را مورد تمسخر و مزاح قرار دهد، او بارها ازدواج نمود و صاحب فرزندان بيشمارى شد اما بيشتر آنها در سنين خردسالى از دنيا رفتند و او بر هيچ يک از عزيزانش زارى نکرد. هر گاه دو نفر به مخاصمه با يک ديگر مى‏پرداختند به عنوان‏ ميانجى ميانشان آشتى برقرار مى‏نمود، هر گاه سخنى را از کسى مى‏شنيد او را مورد تخطئه قرار نمى‏داد بلکه از وى مى‏خواست تا منبع خبر خويش را بيان دارد. 


در محافل فقيهان و حکماء بسيار رفت و آمد مى‏کرد و حاکمان را مورد لطف خويش قرار مى‏داد، آنگاه لب به سخن مى‏گشود که برايش فائده‏اى داشته باشد. گفته شده است خداوند در نيم روزى گروهى از فرشتگانش را به سوى لقمان فرستاد تا از او بپرسند آيا مايل است به عنوان خليفة الله در روى زمين به داورى ميان انسانها بپردازد؟ لقمان در پاسخ فرشتگان گفت: اگر خداوند مرا به اين کار امر فرمايد حتما متکفل اجراى آن خواهم شد اما اگر مخير باشم ميان انتخاب يا رد آن مسلما آن را نخواهم پذيرفت چرا که منصب قضاوت سخت‏ترين مراحل زندگى دنيوى و امتحانى بس بزرگ است. 


شبانگاه خداوند رداى حکمت را بر لقمان پوشانيد و او در ميان مردم با بيان سخنان حکمت آميز آنها را به راه راست هدايت مى‏کرد. از طرفى خداوند همين پيشنهاد را در مورد داود نيز مطرح نمود و او بر خلاف لقمان منصب قضاوت را پذيرفت و در مرحله اجرا با مشکلاتى مواجه گشت. او بارها با مشاهده لقمان به وى مى‏گفت خوشا بحالت که هم از حکمت الهى بهره‏مند گشتى و هم بلا و گرفتارى را از خويش دور ساختى. از جمله اندرزهاى لقمان به فرزندش مى‏توان به اين جملات اشاره نمود:
فرزندم از روزى که پا به عرصه جهان نهادى پشت به دنيا و رو به آخرت داشتى و خانه‏اى که تو خود بسوى آن حرکت مى‏کنى بسيار نزديکتر از خانه‏اى است که از آن دور گشته‏اى.


فرزندم در مجلس دانشمندان زانو به زانوى آنها بنشين و هرگز به جدال با آنها برنخيز و از دنيا آنقدر بهره جو که نيازمند نباشى و وبال بر ديگران گردى و تا آن حد به روزه‏دارى مشغول باش که شهواتت به کنترل تو درآيد نه آنکه حلاوت اقامه نماز را از تو بستاند. زيرا که نماز نزد خداوند بسيار با فضيلت‏تر از روزه است.


فرزندم دنيا دريايى عميق است که بسيارى در آن غرق گشته‏اند، پس کشتى خود را از ايمان بناساز و بادبان آن را توکل بر خدا و توشه راهت را تقواى الهى قرار ده و بدان اگر در اين راه نجات پيدا کردى رحمت خداوند شامل حال تو شده و اگر به هلاکت رسيدى گناهان بسيار سد راه تو گشته است.

فرزندم اگر در کودکى تربيت شدى نفع آن را در هنگام بزرگى خواهى ديد، فرزندم آن طور از خداوند خوف در دل داشته باش که اگر در صحنه محشر با حسنه تمام جن و انس در قيامت حاضر مى‏گشتى باز به خود مطمئن نباشى و آنقدر به خداوند اميدوار باش که اگر با گناه تمامى جن و انس در قيامت حاضر گشتى باز هم اميدت به مغفرت الهى از ميان نرود.
در اينجا فرزند لقمان از پدر پرسيد چگونه ممکن است انسانى در يک زمان دو حالت متضاد داشته باشد؟ لقمان در پاسخ او فرمود: فرزندم اگر قلب مؤمن شکافته شود، دو دريچه نور در آن نمايان است، نور خوف و نور رجاء و اگر خواسته باشى آنها را اندازه‏گيرى نمايى بى‏ترديد هيچ يک بر ديگرى ارجحيت نخواهد داشت.


فرزندم به دنيا وابسته مباش چرا که آن پست ترين مخلوق خداست آيا مشاهده نکرده‏اى که خداوند نعيم دنيوى را به عنوان پاداش اطاعت پيشگان از خود قرار نداده است و نيز بلا و مصيبت اين جهان را در ازاى عقوبت معصيت‏کاران مقرر نکرده است.
امام صادق (ع) فرمودند: از جمله پندهاى لقمان به فرزندش «ناتان» اين جملات است: فرزندم سلاح تو در برابر دشمنى که قصد غلبه بر او را دارى مدارا کردن و اعلام رضايت از اوست و ديگر اينکه هيچ گاه نغمه جدايى و تفرقه را به گوش وى نرسانى چرا که در آن صورت بر مقاصدت آگاه گشته و خود را براى هجوم بر تو آماده خواهد نمود.


فرزندم من بارهاى سنگينى مانند صخره‏ها و پاره‏هاى آهن را با خود حمل کرده‏ام اما هيچ کدام مانند همسايه بد سايه‏اش بر سرم سنگينى نکرده است، من مرارت و تلخيهاى بسيار ديده‏ام اما هيچ کدام مانند فقر و تنگدستى آزارم نداد.


__________________________________________________
 [1] سوره لقمان- آيه 12.