نظرسنجی

با دوره های حفظ موسسه مکتب قرآن آشنایی دارید؟
  

ورود و خروج

نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت

حاضرین در سایت

21 میهمان حاضرند

مطالب مرتبط

 
   
   
 
نقدی بر اتحادیه تشکل های قرآنی چاپ ارسال به دوست
رای کاربران: / 0
ضعیفعالی 
1386/07/26 ساعت 00:00:50
در سه دهه گذشته شاهد شکل گیری مجموعه ها و موسساتی بودیم که برای آموزش قرآن کریم تأسیس شدند. این مجموعه های دینی با اینکه تعدادشان کم است، اما حرکت ها و فعالیت های شایسته ای را در این سال ها انجام داده اند. عده ای از اهل قرآن بر این باورند که اگر مجموعه های قرآنی ارتباط بیشتری با هم داشته باشند می توانند فضای بهتری را برای ایفای نقش ایجاد کنند.

برای ورود به این مهم لازم است تا ساختاری تأسیس و ایجاد شود که وظیفه اش هماهنگی بین مجموعه های قرآنی باشد. [مشابه این ساختار را سال ها است که در تشکل های دانشجویی و یا صنفی شاهدیم و با نام اتحادیه فعالیت می کنند. ]

جهت گیری فعالیت های این تشکیلات حداقل در ۴ محور شکل می گیرد:

۱- ایجاد یکپارچگی نسبی در زمینه سیاستگذاری و هماهنگی فعالیت های اعضاء

۲- حل مشکلات اعضاء، اعم از هدایت، حمایت، نظارت، حفظ و احیاء جنبه های مختلف فعالیت ها

۳- استفاده از تمامی ظرفیت ها و ایجاد پروژه ها و همکاری های مشترک در زمینه فعالیت های قرآنی

۴- شرکت در کانون تصمیم گیری ها و ارتباط و تعامل با نهاد های تصمیم ساز دولتی و غیر دولتی

دیگر وقت آن رسیده تا مجموعه های قرآنی به برنامه های جمعی تن دهند. دوام و نشاط مجموعه های قرآنی ارتباط و تعامل با یکدیگر است و این مهم از راه اتحادیه قرآنی ممکن خواهد شد.

اتحادیه فعالان قرآنی

ساختار اتحادیه ها چارچوب خاص خود را دارد، معمولاً انجمن های صنفی و اتحادیه ها به شکل نهاد های مدنی و از بطن مجموع تشکل ها در پاسخ گویی به مقتضیات زمانه تأسیس و راه اندازی می شوند.

این اتحادیه ها تحت حمایت اعضاء قرار می گیرند تا مشکلات صنفی را حل کنند و نسبت به شرایط محیطی و امکانات و مقدورات خود پاسخگوی توقعات و انتظارات اعضاء باشند.

در ابتدای تشکیل اتحادیه، دعوت از کلیه تشکل ها و بعد انتخاب هیأت مدیره شرط ضروری است. اتحادیه می بایست دارای هیأت مدیره ای برآمده از رأی اکثریت تشکل ها و مورد اعتماد و پاسخگو باشد.

انتخاب به این شکل موجب می شود هیأت مدیره از پایگاه مشروعیتی مستحکمی برخوردار باشد و راز بقاء آن هم در همین قالب است.

معمولاً ساختار اتحادیه را در بعضی موارد دولت و در بعض دیگر بخش های غیر دولتی طرح ریزی می کنند. اما در هر دو صورت برای اینکه جنبه حقوقی پیدا کند، به تأیید نهادهای دولتی مربوطه می رسد.

به نظر می رسد برای اتحادیه قرآنی که نهادی فرهنگی است، بهترین جایگاهی که می تواند این ساختار را طراحی کند ] چه به صورت طراحی اساسنامه – چه به صورت طراحی آئین نامه [ شورای عالی انقلاب فرهنگی است.

این نکته قابل توجه است که اتحادیه قرآنی نهادی قرآنی و غیردولتی است و فقط طراحی ساختار آن بعد از رایزنی با مجموعه های قرآنی، می تواند با شورای عالی انقلاب فرهنگی باشد. یا به تعبیر بهتر به تأیید شورای عالی انقلاب فرهنگی برسد. نمونه این کار را می شود در طراحی آیین نامه اتحادیه تشکل های دانشجویی در شورای عالی انقلاب فرهنگی دید.

آنچه شکل گرفت

اتحادیه تشکل های قرآنی “در مردادماه ۱۳۸۱ جمعی از نمایندگان نهادهای مردمی قرآنی کشور گردهم آمدند تا با تأسیس اتحادیه تشکل های قرآنی گامی در انسجام بیشتر فعالیت های قرآنی در سطح کشور برداشته،…” [ مقدمه اساسنامه اتحادیه تشکل های قرآنی ]

این اساسنامه پس از طی شدن مراحل قانونی در ۶ ماهه دوم سال ۸۲ به ثبت می رسد. پیش از ثبت رسمی، یکی از اعضاء محترم در تاریخ ۵/بهمن/۸۲ خبر از ایجاد این اتحادیه می دهد و ضمن مصاحبه ای می فرماید: “ما از طریق یک اتحادیه هدفدار و منسجم می توانیم مطالبات خود را از بخش دولتی مطالبه کنیم.” [خبر شماره ۱۶۲۴ سایت ایکنا]

این توضیح لازم است که معمولاً اتحادیه های صنفی و فرهنگی به دنبال ساده تر کردن برنامه های اعضاء هستند. هدف تشکیل اتحادیه ها تلاش برای آینده ای مطلوب و تبیین راه های موثر حصول آن است و برای برنامه ریزی بودجه در پایین ترین سطح قرار دارد. جلوتر از بودجه ما نیازمند تبیین رسالت ها، اهداف، راهبردها، خط مشی ها و … هستیم. مشکل اساسی ما فعالان قرآنی بودجه نیست، چه بسیار کسانی که بودجه داشته اند و کار موثری انجام نداده اند.

نکته دیگر اینکه اساسنامه اتحادیه تشکل های قرآنی، ساختار موسسه ای دارد. همانطور که ذکر شد، هیأت مدیره اتحادیه ها، برخواسته از رأی اکثریت تشکل ها هستند که در اولین جلسه مجمع عمومی رسمیت پیدا می کنند.

ولی در اتحادیه تشکل های قرآنی علاوه بر اینکه بر خلاف دیگر اتحادیه ها عضو موسس دارد ۱۰ نفر در اولین مجمع عمومی از تمامی تشکل های قرآنی کشور هم دعوتی به عمل نیامده است. چهارده نفر از مدیران و نمایندگان موسسات و نهاد های قرآنی گرد هم می آیند، یازده نفر عضو رسمی هیأت مدیره و سه نفر عضو علی البدل هیأت مدیره می شوند. به تعبیری خودشان، خودشان را انتخاب می کنند.

در اساسنامه اتحادیه تشکل های قرآنی، تعریفی از نوع فعالیت های تحت پوشش اتحادیه نشده است. با توجه به گستردگی و تنوع فعالیت ها در حوزه قرآن لازم بود تا تعریفی جامع و مانع از نوع فعالیت انجام پذیرد. ]تصور فرمائید؛ اتحادیه ایجاد شود به نام اتحادیه تشکل های اقتصادی، امروزه صد ها نوع فعالیت اقتصادی داریم. کدام مورد نظر است؟ فعالیت استاد اقتصاد دانشگاه یا صندوق دار فروشگاه؟ [حوزه فعالیت های قرآنی بسیار گسترده و متنوع است. به پژوهش های قرآنی چه به صورت مطالعات اسلامی، تفسیر، متن شناسی و… چه به صورت مطالعات آکادمیک، فعالیت قرآنی گفته می شود. به چاپ و نشر قرآن هم فعالیت قرآنی گفته می شود. نشر مجلات قرآنی و آثار قرآنی مانند تفاسیر و غیره نیز فعالیت قرآنی است. آموزش قرآن هم فعالیت قرآنی است، چه آموزش در مدارس، چه در مساجد و دارالقرآن ها و موسسات و چه در مراکز آموزش عالی و دانشگاه ها و چه در حوزه های علمیه.

نکته اینجاست که اتحادیه تشکل های قرآنی کدام یک از فعالیت های قرآنی را مد نظر دارد؟ با نگاهی به اسامی اعضاء موسس اتحادیه به نظر می رسد اعضاء محترم اغلب مدیران و نمایندگان چند موسسه آموزشی اند که بیشتر در زمینه قرائت و حفظ قرآن کریم فعالیت دارند.

اگر منظور از اتحادیه تشکل های قرآنی تشکل های آموزشی است، چرا در اساسنامه هیچ تعویضی از نوع فعالیت اعضاء نشده و فعالیت قرآنی با مفهوم وسیعی که دارد ذکر شده ] فقط در ماده ۹ بند ۷ اشاره ای کوتاه به آموزش شده است[ بدیهی است اگر ساختاری غلط ایجاد کنیم و تعویضی از نوع فعالیت هایمان نداشته باشیم طبعاً نگاهی توسعه ای هم نداریم.

یک مسأله بسیار بزرگ در اساسنامه اتحادیه تشکل های قرآنی مغفول مانده و آن موضوع اقتصاد –درآمد- و قرآن است!

در ماده ششم اساسنامه آمده است: “اتحادیه یک تشکل غیرانتفاعی وعام المنفعه است و حق ورود به فعالیت های اقتصادی غیر مرتبط با امور قرآنی را ندارد.”

در ماده بیست و نهم آمده است: “منابع [مالی] اتحادیه از طریق حق عضویت، دریافت کمک های بلاعوض مردمی و دولتی و درآمد حاصل از فعالیت های قرآنی تأمین می شود.”

گویا مفهوم ماده ششم اساسنامه این است که؛ اتحادیه می تواند برای تأمین منابع مالی به فعالیت های اقتصادی مرتبط به امور قرآنی بپردازد!؟

کما اینکه در ماده بیست و نهم آمده ” درآمدهای حاصل از فعالیت های قرآنی” !؟

آیا نباید به این نکته توجه می شد که در فرهنگ اسلامی، با سابقه ای نزدیک به پانزده قرن هیچ دستوری، هیچ گزارش تاریخی و یا متنی را نمی توان بدست آورد که در آن توصیه به فعالیت اقتصادی مرتبط با قرآن شده باشد. در ماده بیست و نهم این اساسنامه آمده “درآمد حاصل از فعالیت های قرآنی” مگر فعالیت های قرآنی درآمد هم دارد؟

آیا اعضاء محترم خاطر خوشی از درآمد حاصل از فعالیت های قرآنی دارند؟ آیا مردم از مجموعه ها و نهادهای دینی و قرآنی می پذیرند که درآمدی از راه قرآن کسب کنند؟

باید دید و نگاهمان را نسبت به قرآن و فعالیت های قرآنی تغییر دهیم. برنامه ریزی فرهنگی یک علم است. اصول خاص خودش را دارد. طرح ریزی ساختار های نادرست ممکن است در کوتاه مدت با کامیابی روبرو شود، اما از آنجا که با اصول علمی ناسازگار است در بلند مدت به یک پدیده منفی تبدیل می شود.

 تعدادی از جلسات مقدماتی اتحادیه تشکل های قرآنی در کمیته شورای عالی انقلاب فرهنگی برگزار شد. با وجود اینکه شورای عالی انقلاب فرهنگی وزنه مهمی در سیاستگذاری بخش فرهنگ محسوب می شود اما چنانچه باید در این زمینه رهنمود نداده است و تنها شاهد ایجاد سهل الوصول ترین راه برای تأسیس اتحادیه تشکل های قرآنی بوده است. در صورتی که با کارشناسی و مشورت با خبرگان قرآنی در تمامی سطوح اجرایی و علمی می توانست اساسنامه یا آئین نامه ای را به تصویب شورا برساند که جزو افتخارات شورای عالی انقلاب فرهنگی باقی بماند. این تجربه ای برای سیاستگذاران و برنامه ریزان فرهنگی و قرآنی است که اولین و ساده ترین راه حل بهترین آن نیست.

اما در دوره معاصر که شاهد خلاقیت و نوآوری هایی در عرصه مدیریت فعالیت های قرآنی کشور هستیم، نباید روند فعالیت اتحادیه تشکل های قرآنی را به شرایط سپرد، تداوم روند موجود غیرقابل دفاع است و پیامدهای منفی در پیش دارد.


نهایتاً، جا دارد مطلعین، خبرگان قرآنی و اعضای محترم اتحادیه تشکل ها به دو نکته توجه کنند:

۱- برای مشارکت همه فعالان در اتحادیه تشکل های قرآنی لازم است ساختار اساسنامه اصلاح شود و روح مطالبه از این جریان مقدس جدا گردد. اینکه در سال ۸۵ و در رأس پنج برنامه اتحادیه تشکل های قرآنی با برآورد هزینه ای نزدیک به صد میلیون تومان که به ترتیب عبارتند از:

   ۱. گردآوري و تدوين ديدگاههاي صاحب ‌نظران فعاليت‌ هاي قرآني كشور در خصوص كمك‌ هاي دولت به فعاليت‌ هاي قرآنی.

   ۲. طراحی برنامه درسي دوره‌هاي آموزشي قرآن و تربيت مربيان و معلمان و مدرسان قرآني.

   ۳. شناسايي و ارزيابي توانمندي تشكلهاي قرآني كشور و طبقه‌بندي آنها.

   ۴. فرآيند گردآوري و تبديل ايده‌ها پيرامون فعاليت‌هاي قرآني به طرحها و برنامه‌هاي اجرايي.

   ۵. راهكارهاي توسعه و توانمندسازي نهادهاي مردمي در سازمانهاي غيردولتي قرآني.

بحث کمک های دولت به فعالیت های قرآنی اولویت دارد نشانگر همان روحیه مطالبه ای سال ۸۲ است.

اگر چه امروزه –کمابیش- همه مجموعه های قرآنی مشکلات مالی دارند اما نباید غافل شد که؛ توجه عصر جدید معطوف فرصت ها و برنامه ها است و اینکه فکر و ذکر ما مصروف شِکوه از بی پولی و … می شود امید بخش نیست و تصویر نگران کننده ای از جامعه فعالان قرآنی را در برابر می نهد. در صورتی که ما با آینده ای بسیار متفاوت ِ با شرایط امروزی و همراه با مسائلی بسیار پیچیده تر از مشکلات کنونی مواجهیم.

فعالان قرآنی خود باید به فکر باشند. حرکت های دولتی در چندین سال گذشته بیشتری مُدی فصلی و تمهیداتی موقتی بوده است. همان ناشری که در سال ۸۶ از او تقدیر می شود، در دوره مهاجرانی هم مورد تقدیر ۱۰۰ میلیونی قرار می گرفت. مرکز توسعه هم از ویراژ ها و قیقاج های آن سال ها است که ظاهراً پرده ای بود بر موضوعات نشُسته و آب نکشیده وزارت فرهنگ و در این سال ها هم کار جدی ای صورت نداده است.

اینکه یک اداره کل که وظیفه هماهنگی دارد تبدیل به صندوق پرداخت مطالبات من و شما شود، مظلومیت فرهنگ نیست؟ یک ماه قبل بود که مقام معظم رهبری فرمودند:

“نکته بعدی که می خواهم سفارش کنم، این است که از بخش فرهنگ رفع مظلومیت کنید. بخش فرهنگ انصافاً بخش مظلومی است. الان در گزارش آقای رئیس جمهور اصلاً اسمی از فرهنگ نیامده؛ یا در اولویت بندی ها این اولویت فدای اولویت های دیگر شد و آن ها تقدم پیدا کرد که در کوتاهی وقت، بیان بشود! این مظلومیت است دیگر. واقعاً مسأله فرهنگ را دست کم نگیرید. خیلی از مشکلات جامعه ما با فرهنگ سازی حل می شود. توجه بکنید که امروز، عمده قوای دشمنان ما در جبه فرهنگی دارد کار می کند. این جنگ های روانی، اسن فعالیت های فرهنگی، این بودجه های پنهان و آشکاری که برای منحرف کردن ذهن ها می گذارند، همه اش مربوط به مسأله فرهنگ است.” [ بیانات مقام معظم رهبری، نیمه شعبان ۴/۶/۸۶]

۲- آموزش دینی، در اساس، انتقال یک رشته مفاهیم به تعلیم گیرنده است. اگر این مفاهیم به شکلی که شارع و دین معین فرموده منتقل نشود موجب ناهنجاری در اجتماع مومنین خواهد شد. تعدد فرقه ها به همین علت است. چگونگی انحراف حسن صباح و احمد قادیانی را بحث نمی کنیم، در همین سال های گذشته هزاران جوان ایرانی کتاب “دینامیزم قرآن، چگونه قرآن بیاموزیم” را خواندند و منحرف شدند. پیش از آن حنیف نژاد در کتاب “راه انبیاء” ص ۲۷ نوشته بود: “منظور از مومنین در آیه سوم سوره جاثیه چیست؟ از نگاه اول چنین به نظر می رسد که منظور مومنین مسلمان باشد، در حالی که چنین نیست؛ زیرا با در نظر گرفتن آیات بعدی مخاطب این آیات ضمناً کسانی هستند که ایمان به خدا ندارند.”

این ها در تفسیر آیات:   و من یتبع غیرالاسلام دیناً…

   و لولا دَفعُ الله الناس…

و بسیاری دیگر، از آیات قرآن کریم عقاید انحرافی خودشان را اعلام می کردند. واقعاً علت این جریانات چیست؟

لازم است معایب کار ما تصحیح شود. اشکال اینجاست که ما فقط مجری هستیم ولی می خواهیم مهندسی کنیم. ما قاری هستیم ولی می خواهیم استراتژی ارائه دهیم. این اشکال فعالیت های ما است. ما نیاز به راهنمایی فکری داریم. هیچ توجه کرده اید که در این سال ها فقط همین فرمایشات و تعالیم مقام معظم رهبری به جامعه قرآنی کشور است که موجب توسعه فعالیت ها بوده. والا کار ما با وزارت ارشاد دوره سابق و فعلی و لاحِق و سازمان های مربوط به هیچ کجا نمی رسد. و اکنون وقت آن است که از متخصصین و نهاد هایی که در زمینه فکری می توانند راه گشا باشند کمک بگیریم.