نظرسنجی

با دوره های حفظ موسسه مکتب قرآن آشنایی دارید؟
  

ورود و خروج

نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت

حاضرین در سایت

12 میهمان حاضرند
 
   
   
 
حفظِ کل قرآن، خارق العاده نیست چاپ ارسال به دوست
رای کاربران: / 0
ضعیفعالی 
1386/08/20 ساعت 00:00:00

مصاحبه با حافظ کل قرآن کریماولین بار بود که به طور جدی می خواستم با یک حافظ کل قرآن صحبت کنم و دقایقی نیز از منظر وی به دنیا بنگرم ولی اصلاً فکرش را هم نمی کردم که او چنین دنیای زیبا و متفاوتی داشته باشد.

پس از کمی انتظار صحبت شروع شد، روی زمین، داخل حسینیه ای نوساز که دیوارش از داخل با آجر سه سانتی چیده شده بود، صحبت ها با توضیح من شروع شد؛ گفتم لازم نیست اضطراب داشته باشید چون این یک مصاحبه گزارشی است؛ برخلاف تصور من او اصلاً و ابداً اضطراب نداشت و نگران نبود، این را می شد از طرز نشستن و آرامشش فهمید.


صحبت ادامه پیدا کرد، حفظ قرآن را از کی شروع کردید. گفت: "قبلاً به حفظ قرآن فکر نمی کردم چون حفظ قرآن را یک کار خارق العاده می دانستم". پرسیدم: پس چه شد که این کار راشروع کردی. گفت: "از طریق زیرنویس تلویزیون با مجموعه آشنا شدم و برای ثبت نام اقدام کردم". من از این بحث زود، گذر کردم و قبل از هر چیز پرسیدم، در دوران حفظ خسته نشدید. بی درنگ گفت، بله ولی ... ولی در دوران حفظ با حفظِ هر آیه یک اتفاق متناسب با آن آیه برایم می افتاد، یک روز که واقعاً بریده بودم و از شدت خستگی تاب و تحمل نداشتم درِ گوشِ بغلدستیم گفتم دیگه نمی تونم ادامه بدم، خسته شدم ...


صحبتش قطع شد، بغض گلویش را گرفت، من هم فقط و فقط سکوت کردم، ادامه داد: سرم را که برگرداندم روی قرآن تا آیه بعدی را بخوانم؛ دیدم نوشته: ولا تهنوا و لاتحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین [در کار دین سستی نکنید و اندوهناک نشوید زیرا اگر ایمان داشته باشید فاتح و پیروزمند ترین مردم هستید.]، نشستم و تا ساعتها گریه کردم و اشک ریختم و عزمم را جزم کردم برای ادامه دادن.

 

منقلب شده بود، بحث را عوض کردم: وقتی آمدی قرآن حفظ کنی دیپلمت را گرفته بودی، در آن وقت می توانستی در کنکور شرکت کنی، این کار را نکردی؛ با تصمیمی که گرفته بودی برخورد خانواده و اطرافیان چه گونه بود. گفت: "خانواده زیاد با حفظ قرآن و روند آن آشنا نبودند و اوایل اعتراض هم داشتند

ولی به ندرت مشکلات حل شد و خانواده برایم تبدیل به یک پشتیبان قوی شدند؛ البته روش برنامه ریزی که در مجموعه اجرا شد بسیار تأثیر گذار بود. شیوه کار در کلاس، راهنمایی های استاد مشاور، کنترل های بخش آموزش و دلبستگی که بین من و دوستانم در کلاس ایجاد شده بود مانند یک زنجیر همه قرآن آموزان را در کنار هم می چید و مانع از خستگی و فشار کار حفظ می شد".

 

شیوه پذیرش قرآن آموز در مؤسسه مکتب قرآن کمی متفاوت است، پس از ثبت نام و قبولی در آزمون ورودی یک آزمون شفاهی هم از قرآن آموز می گیرند، بعد از آن یک دوره آزمایشی حفظ برگزار می شود، برای همین پرسیدم، دوره آزمایشی را چه طور پشت سر گذاشتی. پاسخ داد، من خیلی تلاش کردم و به همین دلیل مطمئن بودم که این دوره را هم مثل دو آزمون قبل با موفقیت پشت سر خواهم گذاشت و همینطور هم بود. من قبول شده بودم و ادامه می دادم.


وقتی زندگی اش را مرور می کردم می دیدم که او ناخواسته وارد این عرصه شده ولی پس از ورود به مکتب خیلی عوض شده، گفتارش؛ رفتارش؛ اخلاقش یا حتی به قول خودش در مقابل مشکلات بسیار مقاوم تر شده و همه اینها را مدیون برنامه ریزی در حفظ قرآن و نظم در محیط آموزشی می داند.


در ادامه صحبت گفتم، پس عمل به قرآن چه می شود. گفت، "قبل از حفظ، آموزه های اخلاقی و قرآنی  را زود فراموش می کردم ولی الآن دائماً مرور می شوند و احساس می کنم به سمت درستی حرکت می کنم".

اکنون خودِ او دیگران را به حفظ قرآن تشویق می کند، خیلی ها هم از طریق او وارد این عرصه شده اند چون تغییر رفتار او را دیده اند و تحت تأثیر قرار گرفته اند. نگرش او به مسائل اجتماعی نیز عوض شده، مسائلی مثل معاشرت، احترام به والدین، حجاب و حتی در قبال اجرای برخی مسائل اقتصادی که حکم آن در قرآن آمده است ولی در جامعه اجرا نمی شود خود را مسئول می داند.


پرسیدم، به مدرک و امتیازات بعد از حفظ قرآن فکر کرده بودی. گفت، در مکتب قرآن صحبتی از مدرک نمی شود، یعنی همه به خاطر درک قرآن می آیند نه گرفتن مدرک، اساساً کسی که به عشق مدرک می آید نمی تواند در مجموعه دوام بیاورد.

این همان چیزی بود که مدتها می خواستم راجع به آن بنویسم، مطالبی در رابطه با اعطای مدرک، بیلبوردهای بزرگ در سطح شهر که می گویند بیایید، اگر بیایید مدرک معتبر می دهیم، ال می کنیم و بل می کنیم... این ها همه با روش و سیره قرآن در تناقض است و اصولاً پایه و بنیه محکمی در فرهنگ دینی ما ندارند.


پس از کندوکاو بیشتر متوجه شدم که او مشغول به خواندن صرف و نحو و بلاغت در مؤسسه است، می گوید الآن معانی بیشتری از قرآن را درک می کنم، بیش از ترجمه تحت اللفظی. بررسی سبب نزول آیات بسیار شیرین است، مثال آورد: سوره هل اتی را قبلاً هم می خواندم و به طور سطحی از آیاتش عبور می کردم ولی الآن می دانم که در رابطه با خانواده حضرت علی (ع) نازل شده، پس به آن همه گذشت و صبر تحسین می گویم و مطمئناً تأثیر این سوره برایم بیش از پیش شده. این داستان های دینی، جزئی از فرهنگ ما است و زیبا هم هست. به نظر من نظیر ندارد، باید بیشتر به این آموزه های دینی نزدیک شویم.


وقت تنگ شده بود و باید صحبت را پایان می دادم، این بود که پرسیدم، حالا از حفظ خودت راضی بوده ای. گفت، من از دوستی با قرآن راضی ام، دوستی با قرآن ممکن است راه و روش های گوناگون داشته باشد. برای من حفظ، بهترین روشِ دوستی با قرآن بود.